شهر، در عمق سکوت، لحظات اندوهباری را پشت سر می گذارد! گویی به دنبال تکرار خاطره ای است که تلخی آن را پیش تر تجربه کرده است.

آن روز، تابوت مظلومانه امامی بود و شانه چند مرد ناآگاه؛ و امروز شانه تنگ مردمانی ست و عطر تابوت امامی در نهایت مظلومیت؛ امامی که در نهایت جوانی و بهار زندگانی، تأثیر زهرآگین خزان را بر جای خویش به تماشا بنشیند.

گویی تمام آسمانیان، میهمان بغدادند؛ میهمان سوگی غریبانه؛ غریبانه، مثل تمام داغ های نینوایی!

امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع) در سال 195 هجرى در مدينه ولادت يافت. نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقى است. القاب ديگرى مانند رضى و متقى نيز داشته، ولى تقى از همه معروفتر مي باشد.

امام محمد تقى (ع) هنگام وفات پدر حدود هشت ساله بود. پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203 هجري قمري، مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالا ئمه (ع) انتقال يافت.

مأمون خليفه عباسى كه همچون ساير خلفاى بنى عباس از پيشرفت معنوى و نفوذ باطنى امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت، سعى كرد ابن الرضا را تحت نظارت خاص خويش قرار دهد. از اينجا بود كه مأمون نخستين كارى كه كرد، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع) درآورد تا مراقبى دائمى و از درون خانه، بر امام گمارده باشد.

معتصم عباسى از حضرت جواد (ع) دعوت كرد كه از مدينه به بغداد بيايد. امام جواد در ماه محرم سال 220 هجرى به بغداد وارد شد. معتصم كه عموى ام الفضل، زوجه حضرت جواد بود، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند. آنگاه اين دو فرد جنايتكار، سمى كشنده در انگور وارد كردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روى دو جهان، ام الفضل، آنها را به شوهرش بخوراند. ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع) گذاشت و از انگورها تعريف و توصيف كرد و حضرت جواد (ع) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار كرد. امام جواد (ع) مقدارى از آن انگور را تناول فرمود. چيزى نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدى بر آن حضرت عارض گشت اثر زهر در بدن مبارك حضرت ظاهر شد. ام الفضل از كرده خويش پشيمان شد و به گريه و زاري پرداخت حضرت فرمودند: «حالا كه مرا كشتي گريه و زاري مي‌كني؟ بخدا سوگند كه به بلايي مبتلا خواهي شد كه درمان نداشته باشد » بعدها بيماري در وي ايجاد شد و هر چه اطباء معالجه كردند، فايده نداشت تا آنكه از حرم معتصم بيرون آمد و آنچه داشت از مال دنيا صرف مداواي آن بيماري كرد و چنان گرفتار شد كه دست نياز به سوي مردم دراز مي‌كرد و با بدترين حال مرد .

شايد معتصم در يك روز سه بار به مسموم ساختن امام (ع) اقدام كرده تا مطمئن شود به هدف خود مي‌رسد. چنانكه در روايت "اشناس" نيامده بود كه امام (ع) با نوشيدن آن شربت به شهادت رشيد. پس جنازه آن جناب را بعد از غسل و كفن آوردند و در مقابر قريش در پشت سر جدّش امام موسي بن جعفر (ع) دفن نمودند. و بحسب ظاهر واثق بالله بر آنحضرت نماز خواند و لكن در واقع حضرت امام علي النقي (امام هادي ع) از مدينه با طيّ الارض آمد و متصدي غسل و كفن و نماز و دفن پدر بزرگوارش شد. تاريخ شهادت در تاريخ شهادت حضرت امام جواد (ع) اختلاف است.

در كشف الغمّه از محمد بن طلحه نقل شده است كه حضرت در ذيحجه سال 220 هـ در زمان خلافت معتصم به شهادت رسيده‌اند. ابن خشاب از محمدبن سنان نقل مي‌كند كه حضرت در روز سه شنبه، ششم ذيحجه سال 220 از دنيا رفتند. در اعلام الوري آمده است كه حضرت در روز آخر ذي قعده سال 220 از دنيا رفته‌اند. شهيد نيز در دروس قائل به قول طبرسي در اعلام الوري شده است. در عيون المعجزات نيز آمده است كه حضرت در روز سه شنبه، پنجم ذيحجه از دنيا رفت. مرحوم شيخ عباس قمي در منتهي الآمال خود مي‌گويد: اشهر آنست كه حضرت در آخر ماه ذيقعده سال 220 هـ شهيد شد و اين بعد از دو سال و نيم از فوت مأمون بود، چنانچه خود آنحضرت مي‌فرمود: «اَلْفَرَجُ بعد المأمونِ بِثَلثينَ شهراً»

شيخ عباس قمي، منتهي الامال،